محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1350

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

شاهزاده باخبر گشته و متفرق گرديده ناچار راه مازندران پيش گرفتند ، و در هنگام ورود به مازندران مجموع عساكر نواب محمّد حسن خان دوازده هزار نفر بود . كريم خان بعد از آنكه بر استعداد خود افزود و ايالت فارس را آرام كرد متوجّه اصفهان شد و اهالى اصفهان با كمال شعف او را پذيرفتند . بيشتر از شهرهاى عراق اقتدا به اهالى اصفهان كرده مقدم كريم خان را گرامى شمردند و كريم خان كه اين مساعدت مردم را ديد بناى حسن سلوك را با ايشان گذاشت . پوشيده نباشد كه حالت نظامى و عسكرى كريم خان چندان تعريفى نداشت ، از وقتى كه سوداى سلطنت به سر او افتاده چندان به فتوحات نايل نگرديده ، بلكه اغلب طورى شكست مىخورد كه حالت يأس به او دست مىداد ، امّا چون اهالى ايران همواره او را بر رقبائى كه داشت ترجيح مىدادند از يك فتح مختصر منفعت كثيره عايد او مىشد و تلافى شكست‌هاى او را مىنمود ، و اين از بابت خوش‌رفتارى او بود كه از روى كمال بزرگ‌منشى با مردم مىنمود . و از آنجا كه از اوايل حسن سلوك را موجب فوزهاى عظيم و سبب ازدياد شوكت و اقتدار خود ديد بر خود حتم كرد كه همواره به راه عدل و انصاف رود و ازين مسلك عدول ننمايد . همان وقتى كه كريمخان در ايالاتى كه تازه تصرّف كرده بود به برقرار كردن نظم اشتغال داشت شيخعلى خان را با بهترين دستجات قشون خود به مازندران فرستاد كه نواب محمّد حسن خان را كاملا منقاد نمايند و اگر طوايف قاجاريّه باهم اتّفاق داشتند ظنّ غالب اينكه اين مقصود كريم خان به عمل نمىآمد . پيش از اين مذكور شد كه قاجاريّه منقسم به دو طايفه شدند ، يوخارىباش و اشاقه‌باش - رئيس سلسلهء يوخارىباش كه محمّد حسين خان نام داشت با نواب محمّد حسن خان كه سالها بود رياست هر دو طايفه را داشتند بناى مخالفت و معاندت را گذاشت ، و به عقيدهء بعضى اين خلاف و عناد به تحريك كريم خان و به سبب وعده‌هاى او بود ، و شايد كه به واسطهء كينهء قديمى كه نواب محمّد حسن خان سبب شده كه رئيس سلسلهء يوخارىباش از رياست خود محروم مانده اين مناقضت حاصل شده . به‌هرحال در چنين حالتى مشار اليه و سايرين نواب